تبلیغات
قاصدک

قاصدک
قالب وبلاگ

اولین روز عملیات خیبر بود . از قسمت جنوبی جزیره ، با یک ماشین داشتم برمی گشتم عقب . توی راه دیدم یک ماشین با چراغ روشن می آید . این طور راه رفتن توی آن جاده هم روز اول عملیات ، یعنی خودکشی .

جلو ماشین را گرفتم . راننده اش شهید مهدی باکری بود .

به او گفتم : « چرا این طوری می روی ؟ می زننت ها . »

شهید مهدی باکری گفت : « می خواهم به بچه ها روحیه بدهم و عراقی ها را هم بترسانم . می خواهم یک کاری کنم که آنها فکر کنند نیروهایمان زیاد است . »

برگرفته از کتاب « رسم خوبان 10 »

 


[ دوشنبه 26 تیر 1391 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ علی س ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام و خوش آمدگویی محضر تمامی نظاره کنندگان عزیز .
امیدوارم مطالب مورد پسند شما عزیزان واقع بشه
نظر فراموش نشه
سپاسگزارم
نویسندگان
نظر سنجی
نظرات خود را در مورد این وبلاگ ، ارسال کنید ؟









آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

.

mmolavi2@yahoo.com